1- سلام
2- عبارات آبي رنگ انشالله که هنوز قابل کليک کردن هستند.
3- بک بيت از بزرگان :
نه دهاني ست که در وهم سخندان آيد / مگر اندر سخن آيي و بداند که لب است! (سعدي)
4- فرداي امشبي که اين وبلاگ به روز ميشه، يعني يکشنبه 22 آذرماه، اختتاميه دومين دوره جشنواره طنز نوشتاري (طنزوک) به همت دفتر طنز حوزه هنري و مسئول فعال اون، دوست نويسنده ي ما، غلام احمدي در سالن سازمان تبليغات برگزار ميشه. من هم با اونکه سعي ميکنم در همه جشنواره ها فرصت رو به جوونترها بدم، اما اين بار نميدونم چي شد که در بخش شعر (و تا حدودي هم در بخش فيلمنامه) شرکت کردم. گرچه سابقه نشون داده که تصور غالب در استان ما از شعر طنز همون شعر محليه و هدفم از حضور صرفا بالا بردن اعتبار جشنواره بوده و بس. اما خبر دارم که دوستان برنامه بسيار مفرح و شادي رو براي مراسم اختتاميه پيش بيني کردن، پس بوشهريا يادشون باشه که اين مراسم رو از دست ندن.
۵- کتاب قانونِ مازيار ميری رو - که خوشبختانه از توقيف دراومده و راهی اکران سينماها شده - حتما ببينيد. فيلم با اونکه در يک ربع پايانيش يکم از ريتم ميفته(سکانس راننده ی فلسطينی واقعا زايده)، ولی باز هم يکی از بهترين فيلمای ايرانيه که اين اواخر ديدم، حتی بهتر از درباره الی.
۶- در طول اين چند سال (بخوانيد : چهارسال) که اداره ی ارشاد سرش به شب شعرهای موضوعيش گرمه، دانشگاه خليج فارس و کانون ادبي اون تنها نهادي در شهر بوشهر بوده که شب شعر آزاد برگزار ميکنه و اين کار رو چند شب پيش هم با حضور شاعران مطرحي مثل محمدامين جعفري ، علي هوشمند ، مصطفا غضنفري ، مهدی مهدوی ، حيدر منصوري و... در کنار شاعران دانشجو که انصافا سال به سال دارن پيشرفت ميکنن، انجام داد. البته من هم تا پارسال هميشه مورد لطف دوستان قرارميگرفتم و يک پاي ثابت شعرخوانيها بودم. تا اينکه بعد از آخرين باري که حضور داشتم، شعرهام به دلايلي مثل نفي حريم عفت عمومي و ازين جور چيزا، که همشون به چندتا بوس کوچولو - که تشويقاي مکرر حضار رو در پي داشتند – برميگشت، مورد اعتراض شديد تعدادي از برادران و خواهران قرارگرفت و حتي کار تا اونجا رسيد که دبير وقت کانون ادبي مجبور شد براي جلوگيري از تعطيلي کانون – که ظاهرا تهديدش هم جدي بود – در بيانيه اي از ساحت مقدسِ هرچي مقدسه عذرخواهي کنه!
جالبه که با اين وجود در همين شب شعر هم اشعار زيادي از دانشجويان، مهمانان و حتي مجري برنامه خونده شد که خيلي از خط قرمزها رو پشت سر ميگذاشت! اميدوارم اون برادران و خواهران عزيز هم کم کم متوجه بعضي چيزا شده باشند و باز سعي نکنن دردسرساز بشن.
۷– طولاني شدن اين پست هم بهونه اي شد تا با يک چارمصراعي (نامی من درآوردی برای اشعاری که در ۲ بيت و در وزنی غير از رباعی يا دوبيتی سروده شوند) – که اتفاقا يکي از همون آخرين شعراييه که در دانشگاه خليج خوندم - زحمت کم کنم:
با احترام به استيون اسپيلبرگ و مصطفا غضنفری

وقتي لبت شبيه به يک بوسه مي شود
ترکيبي از فلافل و سمبوسه مي شود
اما زمان بوسه گرفتن چرا لبت
مانند آرواره ي يک کوسه مي شود؟!
کليه مطالب اين صفحه با فونت کداک نوشته شده است. اگر اين فونت را نداريد آن را از قسمت پيوندهای روزانه دانلود کنيد..

